صبورى / ناصح / ظهير
ديباچهء مصحح 50
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )
درازمدّت نتايج وخيمى براى دولت صفوى داشت . طىّ اين دوره ملوك نيمروز ضمن اينكه كوشيدند تا با صفويان رابطهاى تنگاتنگ داشته باشند ، امّا در عين حال ، از نظارت مستقيم صفويان بر منطقه ناخشنود بودند . سرايندگان شجرة الملوك در اين بخش نام هر يك از ملوك معاصر پادشاهان صفوى از شاه عبّاس يكم به بعد را با اشاره به چگونگى پيوند آنان با دولت صفوى آوردهاند ( برگ 95 الف تا 103 الف ) . شايد بتوان اين نظريّه را مطرح كرد كه مهمترين بخش شجرة الملوك رويدادهايى است كه از عهد شاه سلطان حسين صفوى به بعد مطرح مىشود . گذشته از گزارش منظوم تاريخ عمومى سيستان در شجرة الملوك ، عمدهترين ارزش اين متن در اين است كه روايتى نسبتا سالشمارانه از برآمدن و برافتادن ملوك كيانى در سيستان را دربردارد . كيانيان در بخش اعظم تاريخ سيستان ، به ويژه پس از دوران مغولان و مخصوصا از دوران صفويان ، تنها خاندان قدرتمند محلّى سيستان بودند كه حكومت آنان بر سيستان تا دوران محمّد شاه قاجار پىدرپى به رسميت شناخته مىشد . افزون بر آن ، اين خاندان در فاصلهء سقوط صفويان تا روى كار آمدن نادر شاه افشار حتّى توانست دعاوى سياسى خويش را از محدودهء تاريخى سيستان فراتر برده و بر دست ملك محمود سيستانى به مدّت تقريبا پنج سال در شرق ايران ادّعاى سلطنت ايران را اعلان كند . ملك محمود ، در اين دوران ، در مشهد خويشتن را پادشاه خواند و اين شهر را به پايتختى خويش انتخاب كرد . چنان كه از متن شجرة الملوك پيداست ، كيانيان از دوران پس از ملك محمود سيستانى رفتهرفته دچار درگيريهاى داخلى در سيستان و فشار رقباى خارجى شدند . با اين همه ، قدرت آنان تا عهد قاجاران همچنان ادامه پيدا كرد . شجرة الملوك تنها متن متعلّق به سنّت تاريخنويسى اين ملوك است كه گزارشى درخور توجّه دربارهء آخرين كيانيان قدرتمند در بردارد . اين كتاب كه با شرح مختصرى از تكاپوهاى ملك بهرام كيانى خاتمه يافته است ، در عين حال ، شرايط سياسى و خاندانى كيانيان را توضيح مىدهد . پس از اين كتاب ، ديگر اطّلاعات مفصّلى دربارهء كيانيان در منابع ايرانى ديده نمىشود و تنها در دوران ناصر الدّين شاه قاجار و مسائل مربوط به تحديد حدود و مانند آن و رقابتهاى روس و